ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
خانه » اخبار جدید

اخبار جدید

نوعی گرانی عجیب در یک خیابان پایتخت/ارزانترشدن صنایع‌دستی به یک شرط


به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، محمد انشایی – سرپرست معاونت صنایع دستی تهران در میزگرد صنایع دستی درباره مسئله گرانی صنایع دستی در فروشگاههای صنایع‌دستی خیابان استاد نجات اللهی که مهمترین مرکز فروش صنایع دستی پایتخت است و اتفاقاً برحسب تجربه و مشاهدات باید بازار اصلی یک محصول؛ قیمت‌های فروش آن ارزانتر باشد، ولی در این بازار چنین مسئله‌ای وجود ندارد، اظهار داشت: این مسئله در حقیقت بیشتر در حوزه اتحادیه فروشندگان صنایع دستی است، ما در استان تهران بررسی‌هایی که کردیم یکی از عوامل این گرانی، بالا بودن رهن و اجاره این فروشگاهها است، یا در حقیقت بگوییم که بخش سرمایه ای که این‌ها برای این محصول گذاشتند یعنی سرقفلی فروشگاه‌هایشان؛ رقم‌شان بالا رفته است.

بیشتر بخوانید:

پنج مشکل صادرات صنایع دستی ایران/وقتی بسته‌بندی از اصل جنس گرانتر می‌شود

تحریم‌ با صنایع‌دستی چه می‌کند/ صنایع‌دستی اول تهران را بشناسید

دو گرفتاری فعالان زیورآلات سنتی/محبوب ایرانی در انگشت کشورهای همسایه

انشایی ادامه داد: به هر حال تاثیرات اقتصادی زنجیر وار به هم وصل است. ما وقتی می‌گوییم که نوسانات ارز یا قیمت تمام شده محصول؛ یا می‌گوییم که ارزش سرمایه گذاری؛ که همه این موارد عوامل مهمی هستند، حتی در صحبت‌هایی که با صاحبان این فروشگاهها داشتیم؛ آنها می‌گفتند: «من اگر این سرمایه ای را که برای سر قفلی این مکان یا مالکیت این مکان دارم اگر در بخش دیگری از صنعت ببرم یا در بخش ساختمان سازی ببرم، بیشتر جواب می‌گیرم و این عاملی می‌شود که در حقیقت قیمت فروش محصولات صنایع دستی را بخواهد بالا ببرند.

چرا قیمت صنایع دستی متفاوت است

البته ما با نظارت‌هایی که از طریق اتحادیه فروشندگان صنایع دستی داشتیم و همین بحثی که شما در زمینه می‌فرمایید؛ تا به حال اختلاف فاحش قیمتی نداشتیم و حداقل به بنده گزارش نشده است، چون رشته‌های صنایع دستی تولیداتشان با یکدیگر متفاوت است، بنابراین قیمت گذاری هم تفاوت دارد و کار ساده ای نیست که ما بگوییم مثلا این جعبه خاتم با این گرید باید این قیمت باشد، در حقیقت برخی محصولات پُرکاری دارند یا برخی کم کاری دارند و این بخش‌ها باعث می‌شود تنوع قیمت بیشتری ایجاد بکند.

همچنین در این میزگرد که حسین پنداروند – دبیر انجمن صنعت طلا و جواهر در بخش زیورآلات سنتی و سنگ‌های قیمتی و علی یزدی – عضو انجمن صادرکنندگان صنایع دستی ایران نیز حضور داشتند، حسین بختیاری – رئیس هیات‌مدیره مجمع هنرمندان صنایع‌دستی نیز عنوان کرد: ببینید مطالبی که آقای انشایی اشاره کردند دقیقاً منطبق بر واقعیت‌های موجود جامعه است. بیگانگی مدیریت حوزه متولی با نیازهای امروز صنایع دستی یکی از چالش هایی است که صنایع دستی ما را رنج می‌دهد.

ما فروشگاهی داریم به نام فروشگاه صنایع دستی در نبش کوچه ارشد زیر ساختمان سازمان میراث فرهنگی در خیابان استاد نجات اللهی؛ حال اگر از بحث مالکیت و بحث بانکی در زمینه آن بگذریم، فروشگاههای دیگری هم در سطح شهر تهران و استانهای دیگری وجود دارد به نام فروشگاههای صنایع دستی که در زمان دولتی بودن “بازرگانی صنایع دستی” این فروشگاه‌ها فعال بودند ولی امروزه این فروشگاه مربوطه در اجاره یک فرد شخصی است ولی با شرایط توزیع صنایع دستی.

شکستن تابوی قیمت‌های کاذب صنایع دستی خیابان استاد نجات اللهی با یک پیشنهاد

بنابراین ما فکر می‌کنیم که اگر بخواهیم تابوی قیمت‌های کاذب صنایع دستی در خیابان استاد نجات اللهی را بشکنیم پیشنهاد مشخص ما الان این است که بیایم آن فروشگاه را در اختیار حوزه تولید صنایع دستی بگذاریم و تولید کننده‌های صنایع دستی یک ساختاری را ایجاد کنند تا محصولشان را در آن فروشگاه عرضه مستقیم کنند که هم این اثر خواهد گذاشت بر قیمت‌های خیابان استاد نجات الهی و هم مراجعه کننده و مصرف کننده ما می‌تواند با قیمت نازل تر محصول را تهیه کند و در واقع یک بخشی از واسطه و سوداگری در حوزه واسطه صنایع دستی حذف می‌شود.

بیشتر بخوانید:

«دیزاین پارسی» سوغاتی «هزار رنگ ایرانی»

انتهای پیام/



لینک منبع

کشف بیش از ۳۶ کیلوگرم تریاک در گلوگاه نائین


به گزارش صاحب نیوز؛ صادق کاظم زاد اظهار کرد: ماموران انتظامی شهرستان نائین حین اجرای طرح ایست و بازرسی و کنترل خودروهای عبوری به یک دستگاه سواری پراید مشکوک و آن را متوقف کردند.

وی افزود: در بازرسی از این خودرو مقدار ۳۶ کیلو و ۴۳۰ گرم تریاک که در صندوق عقب خودرو جاساز شده بود کشف شد.

فرمانده انتظامی شهرستان نائین از توقیف یک سواری سمند که راه پاک کن و همدست این خودرو بود نیز خبر داد و خاطر نشان کرد: در این عملیات ۳ سوداگر مرگ دستگیر و برای اقدامات قانونی به مراجع قضائی تحویل داده شدند.

وی از تشکیل پرونده و تحویل متهمان به مراجع قضائی خبر داد و گفت: نیروی انتظامی با سوداگران مرگ و قاچاقچیان موادمخدر برخورد قاطع و قانونی خواهد کرد و اجازه فعالیت به آنها نخواهد داد.

روزانه بطور متوسط افزون بر پنج الی هفت هزار دستگاه خودرو از محور های ورودی شهرستان عبور می کند.

انتهای پیام



لینک منبع

رزمندگان یمنی انتقام حمله رژیم سعودی به کودکان استان صعده را گرفتند+ تصاویر


به گزارش صاحب نیوز؛ رزمندگان مقاومت اسلامی «انصارالله» با کمک ارتش یمن عملیات گسترده و وسیعی را در استان «نجران» واقع در جنوب شرق کشور عربستان به‌منظور انتقام حمله اخیر رژیم سعودی علیه کودکان یمنی استان صعده آغاز کردند.

شبکه خبری «المسیره نت» یمن اعلام کرد: نیروهای یمنی حمله گسترده‌ای را علیه پایگاه‌های نظامی نظامیان رژیم سعودی و شورشیان وابسته به آن‌ها در جنوب استان نجران آغاز کردند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، نیروهای یمنی با پشتیبانی یگان موشکی انصارالله توانستند با حمله وسیع خود علیه مواضع نظامیان سعودی و شورشیان وابسته به آن‌ها در منطقه «الهجله»، چند پایگاه را تحت کنترل خود درآوردند.

رزمندگان یمنی در جریان سیطره بر پایگاه‌های سعودی، ده‌ها تن از نظامیان رژیم و شورشیان را کشته و زخمی کردند و خسارت زیادی را به تجهیزات نظامی آن‌ها وارد کردند.

بر اساس اعلام رسانه‌های یمنی، رزمندگان در این عملیات همچنین موفق شدند مقادیر زیادی تجهیزات نظامی را به غرامت بگیرند و باقی نظامیان سعودی و شورشیان را از منطقه فراری دهند.

از استان «جیزان» واقع در جنوب غرب عربستان خبر می‌رسد، یگان موشکی انصارالله بعد از شناسایی دقیق مواضع نظامیان سعودی و شورشیان، آن‌ها را با موشک کوتاه برد «بدر ۱» مورد هدف قرار دادند و ده‌ها تن از آن‌ها را کشته و زخمی کردند.

به گفته منابع میدانی، حمله رزمندگان یمنی علیه مواضع نظامیان سعودی و شورشیان در استان‌های جنوبی عربستان به‌منظور انتقام حمله اخیر رژیم علیه کودکان یمنی استان صعده افزایش پیداکرده است.

جنگنده‌های رژیم سعودی پنج‌شنبه هفته گذشته، حمله گسترده‌ای را علیه یک مدرسه در شهر «ضحیان» واقع در استان صعده انجام دادند که در نتیجه، ۱۳۱ تن از جمله ۹۶ کودک شهید و زخمی شدند.

نقشه اختصاصی صاحب نیوز از آخرین تحولات میدانی شمال یمن

انتهای پیام/ المسیره نت



لینک منبع

۶ راهکار پیشنهادی برای برون رفت از مشکلات اقتصادی


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، آزاد عمرانی فعال بازار با ارسال یادداشتی برای خبرگزاری تسنیم به تحلیل شرایط اخیر اقتصادی کشور پرداخت و نوشت:

در ۹ ماه گذشته ایران بحرانهای متعددی را در سطح کلان اقتصادی پشت سر گذاشته که از جهاتی طی ۴ دهه پس از انقلاب اسلامی، بی‌سابقه بوده است. آنچه فعالان بازار و تحلیل‌گران اقتصادی را در تفسیر شرایط فعلی اقتصادی با مشکل مواجه می‌سازد، ریشه‌ها و علتهای غیراقتصادی وضع موجود و پارامترهای روانی حاکم بر اقتصاد کشور است. مطلبی که در ماههای اخیر – دست‌کم در فضای رسانه‌ای – نمود داشته، سیاستهای عجولانه، اقتضایی و فرمایشی دولت محترم و عدم مشارکت‌پذیری بخش خصوصی در تصمیم‌سازی‌های اقتصادی بوده است. اصرار دولت بر سیاستهای پولی و بانکی گذشته و بی‌توجهی به واقعیتهای بازار، موجب شده اقتصاد کشور، دست‌مایه نوسانات نرخ ارز و سکه قرار بگیرد و نقدینگی در محدوده ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان قرار گیرد. در این یادداشت سعی شده برخی عوامل تأثیرگذار بر حال و روز ناخوش اقتصاد کلان ایران مورد بررسی قرار گیرد و راه برون‌رفت از آن تبیین شود.

  1. لزوم عزم جدی در مبارزه با فساد

پدیده فساد درد کهنه‌ای است که اقتصاد ایران را سرطانی نموده است و در حال گسترش (متاستاز) به همه‌ی بخشهای نظام اقتصادی کشور است. متأسفانه همواره در ایران شاهد بوده‌ایم، دستگاههای حکومتی حاضر نیستند هزینه‌ی مقابله با فساد را پرداخت کنند؛

در دولتهای مسئولیت‌پذیر و شفاف دنیا، عواقب ناشی از فساد در زیرمجموعه‌ی یک نهاد دولتی، مسقیماً به عهده مقام ارشد آن وزارتخانه است. نمونه‌های فراوانی وجود دارد که یک سانحه، تضاد منافع یا حتی شائبه‌ی فساد، منجر به استعفای وزیر مربوطه در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه و کانادا گردیده است؛ چنانچه در کشور آلمان، هلموت کُهل – صدراعظم ۴ دوره‌ای و معمار اقتصاد نوین آلمان – به‌واسطه عدم اظهار یک کمکِ حزبی کوچک، به جریمه سنگینی محکوم شد. این روال را با شرایط حاکم بر بروکراسی ایران مقایسه کنید که حتی کشف چندین مورد فساد، تخلف یا تضاد منافع در زیر مجموعه یک وزارتخانه، به استعفای وزیر منجر نمی‌شود.

در سال ۹۳ رهبری معظم حرفِ دلِ مردم و فعالان اقتصادی را در پیامشان به «همایش ملّی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد» برای مدیران دولتی تبیین نمودند:

«نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین می‌کنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه‌ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟ با توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و همفکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی‌گیرد که نتیجه را همه بطور ملموس مشاهده کنند. توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظه‌ای بگیرند و اجرا کنند. موفق باشید.»

http://rouhani.ir/files/attachments/5485e59419310_Rouhani.ir_1393.09.17_HamayesheMobarezaBaFesad_01_163641.jpg

در این مورد پرسشهایی در ذهن مردم وجود دارد: چرا همواره در بیان فساد و ریشه‌های آن اهمال می‌شود؟ چرا وقتی فسادی کشف می‌شود این‌قدر با ملاحظه برخورد می‌شود؟ چرا همواره از دستهای پشت پرده و فساد نهادینه در برخی ارکان اقتصادی کشور صحبت می‌شود ولی مسئولان جسارت ندارند موضوع را فریاد بزنند تا مردم هم بدانند؟ رشد بی‌سابقه رانت، تضاد منافع مسئولان و امضاهای طلایی از کجا نشأت می‌گیرد؟

مشکلِ ساختاریِ عدم توفیق در مبارزه با فساد را باید در ضعف سیستم نظارت، پایش و شناسایی گلوگاه‌های فسادخیز کنکاش نمود. مطلوب این است که نظام بازرسی و ممیزی کشور، بر مبنایِ اصولِ «پیشگیری‌محور» طراحی شود که اصولاً وقوع تخلف و فساد به حداقل رسد. اینکه فسادی پس از خروج میلیاردها دلار سرمایه از کشور کشف شود و مجرمان درجه ۲ و ۳ به مجازات محکوم شوند، کافی نیست. با فسادِ سیستمی، باید قاطع برخورد شود و هزینه برخورد با سرشاخه‌های فاسد باید امری مقبول و پذیرفته باشد. «شفافیت» در ارکان اجرایی کشور باید به‌قدری بالا باشد که حتی یک لکه خاکستری خودش را نشان دهد. قطعاً هزینه های پیشگیری از فساد بسیار کمتر از هزینه‌های کشف و مبارزه با فساد خواهد بود.

  1. مدیریت روانی جامعه و بازگرداندن اعتماد عمومی

با امضاء برجام، این امید در دولتمردان ایرانی ایجاد شد که می‌توان تحریمهای دیگر را نیز با افزایش تعاملات بین‌المللی از پیش رو برداشت. ورود هیئت‌های مختلف تجاری از اقصی‌نقاط جهان، رؤیای ورود سالانه ۵۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی را در اذهان مدیریت کلان کشور محقق شده می‌نمود؛ به این سبب نسبت به برنامه‌های جایگزین برجام توجه و اهتمام لازم صورت نگرفت.

بسیاری از فعالان اقتصادی، با روی کار آمدن ترامپ و تهدید به خروج از برجام، از اوایل سال ۱۳۹۶ بازگشت مجدد تحریمها را پیش بینی می کردند. اما طی انتخابات ریاست جمهوری، کاندیداهای دولتی، خوشبینی زاید‌الوصفی را به جامعه القا نمودند و توقعات غیرواقعی از برجام را به حداکثر رساندند. ادامه اجرای سیاستهای پوپولیستی مانند اصرار بر تک‌رقمی نگه‌داشتن نرخ تورم و تثبیت دستوری نرخ ارز، همواره فعالان اقتصادی را نگرانِ بروز علائمِ مهلکِ این دردِ مزمن، نگه داشته بود.

کارشناسان بازار، در انتقاد به نرخِ تورمِ اعلام شده توسط دولت، همواره مدعی بودند که نرخ سود بانکی باید در محدوده تورم باشد و سود بانکی ۲۰ درصدی با تورم ۹ درصدی سنخیتی ندارد! اما دولت فخیمه به‌جای اینکه محاسبه نرخ واقعی تورم را اصلاح کند، تصمیم گرفت به یکباره سود سپرده‌های بانکی را کاهش دهد تا ثابت کند «مرغ دولت یک پا دارد». اتفاقی که جریان نقدینگی غیرمولد کشور را با شیب فزاینده به سمت ارز، سکه، طلا و مسکن هدایت کرد. در چنین شرایطی استقلال و اقتدار بانک مرکزی ایجاب می‌نمود که با اقدامی مدبّرانه، واقعیتهای اقتصادی و تهدیدهای پیش‌رو را برای مردم بازگو و ذخایر ارزی کشور را مدیریت کند. اما متأسفانه تیم اقتصادی، دولت صلاحِ کار را بر آن دید که به‌جای اصلاحِ نرخِ سود بانکی و مدیریت نقدینگی از یکسو و مدیریت منابع ارزی از سوی دیگر، مجری بی‌چون و چرای سیاست دولت با شعار «همه چیز آرام است، اَرز فراوان است» باشد.

مجموعه سوء‌مدیریت‌ها در بازارِ ارز، کار را به جایی رساند که نوسان لحظه‌ای نرخ ارز، بی‌ثباتی و افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها را به همراه داشته باشد. ناکارآمدی سیاست‌های پولی و بانکی دولت و عدم مدیریت روانی جامعه در جهت افزایش آگاهی‌رسانی و توانمندسازی ملی برای مقابله با تحریمها، بی‌اعتمادی عمومی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت را به حداکثر رساند. چنانکه اگر دولتمردی از مردم درخواست کند که «ارز نخرند» ، واکنش جامعه ۱۸۰ درجه متفاوت خواهد بود و بلافاصله تقاضای ارز افزایش می یابد.

افزایش بی‌اعتمادی عمومی و عدم تحقق وعده‌ها، افسردگی و نارضایتی عمومی را به همراه داشته است. در شرایط فعلی هیچ‌کس نمی‌تواند حتی برای چند ساعتِ پیش‌رو، آینده کسب و کارش را پیش‌بینی کند. مصوبات پی در پی هیئت وزیران و ابلاغ سیاست‌های اقتصادی، بدون توجه به عواقب آن، فعالانِ اقتصادیِ کشور را مانند موشهای آزمایشی در معرض آزمون و خطای تئوریهای مختلف اقتصادی قرار داده است. این نگاه بالا به پائین و دستوری به مقوله اقتصاد و افزایش فشار بر بخش خصوصی به‌واسطه سیال بودن قوانین، موجبات خروج سرمایه‌ها از کشور را فراهم خواهد آورد.

مرور اتفاقاتِ ۵ ماه گذشته، نشان‌دهنده عدم توازن و ناهماهنگی در نظام اقتصادی کشور است. ۲۰ فروردین، دکتر جهانگیری، معاون محترم رئیس‌جمهور، نرخ رسمی دلار را ۴۲۰۰ تومان اعلام و خرید و فروش هرگونه ارز خارج از این نرخ را ممنوع کرد. در ۲۹ خرداد، ۳ اولویت برای کالاهای وارداتی تعریف شد. در چنین شرایطی شرکتهای بازرگانی و تولیدی سعی کردند نیاز وارداتی ۲ سال آینده خود را وارد کنند، تا در شرایط تحریم، صنایع کشور با کمبود مواداولیه مواجه نشود. علی‌رغم هفت‌خوانِ اخذ مجوز واردات از وزارت صنعت، معدن و تجارت، متأسفانه بانک مرکزی – با این توجیه که ارزِ یورو ندارد – نخست آب پاکی را روی دست واردکنندگان مواد‌اولیه از اروپا ریخت، اما در ادامه با هدایت وارد‌کنندگان به صرافیهای بانکها، ارز وارداتی با کسر کارمزد ۶ الی ۸ درصد حواله شد!!

طی مصوبه‌ی هیئت وزیران در تاریخ ۱۶ مرداد، دولت، سازمان حمایت از مصرف‌کننده را مکلف کرده که مابه‌التفاوت ارز دولتی و ارز آزاد – برای کالاهایی که تا قبل از ۱۶ مرداد ترخیص نشده‌اند – را از وارد کنندگان دریافت کند!!

فعالان بازار با مرور اتفاقات ۵ ماه گذشته این کلمه را تکرار می‌کنند که: «دولت بخش خصوصی را سرِکار گذاشته است!» فعالان اقتصادی مانند موشهای آزمایشگاهی بازیچه سیاستهای مقطعی و اقتضایی دولت شده‌اند! چرا سیاست‌های مدیریت ارزی کشور از یک سال قبل پیش‌بینی و اجرا نشد تا منابع ارزی کشور به تاراج نرود؟ مگر می‌شود یک کالای صنعتی را در این نظام به‌شدت دیوانسالار فعلی کشور، طی سه ماه، تأمین ارز، سفارش، تولید، واردات و ترخیص کرد؟ آیا دریافت مابه‌التفاوت نرخ ارز دولتی و بازار از تولیدکننده‌ای که بطور قانونی و بر مبنای مصوبات دستوری دولت، ارز دولتی خریداری نموده، ۶ الی ۸ درصد کارمزد پرداخت کرده و در شرایط سخت تحریم، کمپانی‌های خارجی را مجاب به صادرات کالا به ایران نموده و در تدارک واردات مواد‌اولیه کارخانه‌اش است، شرعاً و عرفاً جایز است؟

با وجود چنین شرایطی و ده‌ها مصداق دیگر، متأسفانه بارِ روانی سنگینی در فضای کسب و کار ایجاد می‌شود مبنی بر اینکه دولت با طرح «شرطِ محال» برای واردکنندگان، زیرِ قولهایش زده و «کسب درآمد بیشتر از محل فروش ارز» برایش مهمتر است تا «کاهش بهای تمام شده برای تولیدکننده» و دسترسی مصرف‌کننده به کالایِ ارزانتر! وقتی دولت مابه‌التفاوت نرخ ارز را پس از فروش و حواله ارز مطالبه می‌کند، در نقطه مقابل تولیدکننده هم مجبور خواهد بود این مابه‌التفاوت نرخ ارز را در بهای محصول نهایی لحاظ کند و این یعنی انتقال فشار اقتصادی بیشتر بر مصرف‌کنندگان و اقشار آسیب‌پذیر! و یعنی عدم تعادل در بازار و تزاحم میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان.

این شرایط تا آنجا پیش رفته که در بیانات واقع‌گرایانه‌ی روز گذشته رهبر انقلاب نیز مورد اعتراض قرار گرفت:

«در همین قضایای ارز و سکه گفته شد مبلغ ۱۸ میلیارد دلار از ارز موجود کشور آن‌هم درحالی‌که برای تهیه‌ی ارز مشکل داریم، بر اثر بی‌تدبیری، به افرادی واگذار شد و برخی از آن سوءاستفاده کردند. این موارد مشکلات مدیریتی است و ارتباطی با تحریم‌ها ندارد…

وقتی ارز یا سکه به‌صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به وجود می‌آید زیرا این قضیه دو طرف دارد: یک طرف آن فردی است که دریافت می‌کند و طرف دیگر آن کسی است که عرضه می‌کند. همه بیشتر به‌دنبال آن فردی هستند که ارز یا سکه را گرفته است درحالی‌که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را با بی‌تدبیری عرضه کرده است که اقدامات اخیر قوه‌ی قضائیه نیز در واقع برخورد با کسانی است که با یک تخلف و خطای بزرگ، زمینه‌ساز این مسائل و کاهش ارزش پول ملی شده‌اند.»

به کلمات معنی‌دار پشت سر رهبری در این دیدار توجه کنید

اگر قرار است برخورد قضایی صورت پذیرد، ابتدا باید کیفیت مصوبات دولت و آثار هولناک آن بر اقتصاد کشور و وضع معیشتی مردم مورد بررسی قرار گیرد. وقتی دولت اعلام می‌کند نرخ رسمی ارز ۴۲۰۰ تومان است و برای همه کالاها، ارز به میزان کافی وجود دارد، آنگاه نمی‌توان واردکننده ای را متهم کرد که چرا با دلار ۴۲۰۰ تومانی عروسک یا کالای غیرمولد وارد کرده است؛ چه اینکه تصمیم نسنجیده‌ی دولت باعث بروز این سوء‌استفاده‌ها شده است، به این ترتیب اول باید دولت مورد بازخواست قرار گیرد که چرا از ابتدای سال ۹۶، آثار خروج آمریکا از برجام و وضع فعلی را پیش‌بینی نکرده بود و با وجود محدودیت ذخایر ارزی، نرخ دلار ۴۲۰۰ تومانی را تثبیت نمود. نکته مهم این است که در شرایط فعلی بیش از اینکه تحریمها در اقتصاد کشور تاثیرگذار بوده باشد، سیاست‌های غلط پولی و ارزی و عدم مدیریت التهابات روانی مربوطه ما را به این وضعیت نامناسب اقتصادی گرفتار کرده است.

ترمیم این فضای بی‌اعتمادی عمومی نیاز به دولتمردان شجاع دارد که اشتباهاتشان را قبول کنند و برای اعتمادسازی عمومی، شفافیت و پاسخگویی را سرلوحه عملکردشان قرار دهند. همچنین برای جبران اشتباهات گذشته از همه ظرفیت‌های کشور برای ایجاد اقتصاد پایدار استفاده کنند.

  1. لزوم توجه به اسناد بالادستی

با گذشت بیش از ۵ سال از ابلاغ سند «اقتصاد مقاومتی» متأسفانه مصداقهای زیادی وجود دارد که برخی سیاستهای اقتصادی، نه‌تنها ما را به اهداف این سند مهم نزدیک نساخته است، بلکه بعضاً در تقابل با اهداف اقتصادمقاومتی بوده است. عدم برنامه‌ریزی در راستای تحقق و ایجاد «الگوی اقتصاد بومی و علمی، اقتصاد متکی به دانش و فناوری،عدالت بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو» موجب شده است اقتصاد کشور، با کوچکترین خبرِ تهدیدِ خارجی، بیشترین ضربه به پول ملی را تجربه کند!

متأسفانه در الگوی توسعه کشور فقط به مفاهیم توسعه آمریکایی – یعنی «تأکید بر مزیتهای نسبی» و «تحصیل سود به‌واسطه تولید انبوه» – توجه شده و به شاخصهای فرهنگی فضای کسب و کار کشور توجهی نشده است. «وجود سلسله مراتب»، «اتکا به اقتدار فردی» و «پایین بودن سطحِ مشارکتِ مالی» متغیرهایی است که در فضای کسب و کار ایران مشاهده می‌شود. به همین دلیل نظام تولید غالباً متکی بر کسب و کارهای کوچک و متوسط (با کارکنان کمتر از ۵۰ نفر) و ساختار مالکیت خانوادگی است. اگر از شهرک‌های صنعتی گذری کنید، مشاهده خواهید نمود که بیش از ۸۰ درصد واحدهای صنعتی غیرفعال است. سیاست‌های اقتصادی دهه ۷۰ در تشویق و حمایت از احداث کارخانه‌های بزرگ و تولید انبوه، بدون توجه به ساختار فرهنگی کسب و کار ایرانی، موجب ایجاد تورم بالا و پمپاژ مداوم پول به این واحدهای صنعتی گردیده است. این ساختار حمایتی دولت و «عدم ایجاد الگوی اقتصاد بومی و علمی» در تضاد با اقتصادمقاومتی قرار دارد و به مثابه تزریق داروی مورفین به بیمار در حال مرگ بوده است! برای مثال کارخانه‌هایی که در سال ۲ ، چند میلیارد بدهی داشته‌اند، علی‌رغم حمایت مالی و دریافت وام، نه‌تنها مشکلاتشان حل نشده، بلکه بدهی‌شان چندین برابر شده است.

یکی از مأموریتهای مهم دولت، بازنگری و اصلاح قوانین جهت تقویت اقتصاد بومی و نیل به اقتصاد‌مقاومتی است. نظام کنونی توسعه، با احداث هر کارخانه داعیه اشتغالزایی صدها نفر را دارد که تعطیل شدن آنها بحران بیکاری را به همراه داشته است. ولی توسعه کسب و کارهای کوچک، متوسط و خانوادگی، اشتغال پایدار را به همراه خواهد داشت. لازمه ایجاد اشتغال پایدار در کشور توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد مشوق های ویژه برای توسعه مناطق محروم است.

  1. اصلاح سیاست های پولی و بانکی

ارتقاء ارزش واحد پول یکی از مأموریت‌های مهم دولت‌هاست. کاهش بدهی‌های دولت و بانکها به بانک مرکزی و افزایش داراییهای بانک مرکزی موجب ارتقاء ارزش ریال در برابر سایر ارزهای خارجی خواهد شد. برای کاهش بدهی دولت به بانک مرکزی باید گلوگاههای مکش نقدینگی – یعنی ریال مورد نیاز یارانه‌ها، ریال مورد نیاز صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی و هزینه‌های جاری دولت – مدیریت شود. در زمینه یارانه‌ها، دولت باید با اتخاذ یک تصمیم شجاعانه در خصوص حذف یارانه کلیه دهک‌ها – جز اقشار آسیب‌پذیر – اقدام کند. مدیریت صندوق بازنشستگی و تأمین اجتماعی نیز باید به نمایندگان کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان تفویض شود تا خوداتکا شود.

هزینه‌های جاری دولت بیش از ۸۰ درصد بودجه عمومی را به خود اختصاص داده است. متأسفانه در کوچک‌سازی و چابک کردن سازمانهای دولتی اقدام ملموسی صورت نپذیرفته است. هر چقدر بازمهندسی و اصلاح ساختار دولت در جهت کوچک‌سازی و چابک‌سازی به تأخیر بیفتد، بخش اعظمی از بودجه عمومی به‌جای سرازیر شدن در مسیر تولید و اشتغال، به مصرف هزینه‌های جاری و فزاینده دولت خواهد رسید و نهایتاً پول ملی ضعیف و ضعیف‌تر خواهد شد.

بخش دیگر در ارتقاء ارزش پول ملی، ایجاد ثبات اقتصادی از طریق ساماندهی نرخ ارز، نرخ حاملهای انرژی و سود بانکی می‌باشد. رشد نقدینگی باید متناسب با نرخ تورم و سود بانکی باشد. متأسفانه این سه پارامتر اقتصادی در شرایط کنونی، هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند. چنانچه با رشد تورم منفی در فاصله‌ی سال های ۹۲ الی ۹۵، از سال ۹۲ با رشد نقدینگی سالانه حدود ۳۰ درصد به نقدینگی حدود ۱۶۰۰ هزار میلیاردی رسیده‌ایم.

برای برون‌رفت از شرایط فعلی در درجه اول لازم است با ایجاد شفافیت و انضباط مالی، بانک مرکزی سیاستهای پولی و ارزی مستقلی را تدوین و به دولت دیکته کند، چنان‌که اعتماد به سیستم بانکی افزایش یابد و از بنگاه‌داری بانک‌ها و اخلال در اقتصاد کشور ممانعت شود. در نقطه مقابل نظام برنامه و بودجه کشور تخصیص منابع را در راستای سیاستهای کوچک‌سازی دولت، کاهش نقدینگی غیرمولد و ساماندهی یارانه‌ها جهت‌دهی نماید.

  1. اصلاح چرخه‌ی مدیریت نخبگان

برای حل مشکلات فعلی اقتصادی کشور، علاوه بر دانش مدیریت و اقتصاد نیاز به دانش کاربردی در عرصه فضای کسب و کار است که با جوانی و قدرت پذیرش ریسک همراه باشد. اتخاذ تصمیمهای بزرگ، مدیران بزرگ می‌طلبد که بتوانند ریسک و عواقب تصمیمات را قبول کنند. مدیریت جوان و چابک که به‌جای مدیریت اقتضایی، رویکرد برنامه‌محور داشته باشد و از ظرفیت‌های بخش خصوصی در جهت ارتقاء اقتصاد مستقل از نفت استفاده کند. دایره مدیران اقتصادی دولتی در دهه‌های اخیر بسیار محدود بوده است. چنانچه دانش آکادمیک بر دانش کاربردی در زمینه بازار پول و سرمایه، نظام مالیاتی و تعاملات بازرگانی ارجحیت داشته است. یکی از مهمترین اقدامات در این زمینه اصلاح در قوانین استخدامی کشور و به‌کارگیری کارآفرینان برتر در سطح معاونت وزارتخانه‌های اقتصادی ‌(مشروط به تعهد عدم تضادمنافع در دوره خدمت) می‌باشد.

برای تربیت مدیر توانمند، متعهد و پاکدست احتیاج به نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی خلاق، پویا و انگیزه‌بخش است. متأسفانه در شرایط فعلی، بودجه وزارت آموزش و پرورش متناسب با خواسته‌های کشور نیست و وضع معیشتی معلمان به‌عنوان تربیت‌کنندگان مدیران و آینده‌سازان کشور در شرایط مطلوبی قرار ندارد. در جامعه‌ای که معلمان مدارس و اساتید دانشگاه آن از منزلت و معیشت مناسبی برخوردار نباشند، نمی‌توان انتظار داشت خروجی نظام آموزشی کشور، فارغ‌التحصیلان کاردان و مسئولیت‌پذیر باشد. آینده کشور در گروه جوانان کشور است و بی‌توجهی به آموزش و توانمندسازی جوانان چرخه نخبگان کشور را با مشکل مواجه ساخته است.

  1. افزایش مشارکت‌پذیری مدنی

اگر دولت و مجلس را برآمده از آراء مردم بدانیم، بدیهی است افزایش مطالبه‌گری عمومی در راستای حقوق شهروندی، افزایش شفافیت و پاسخگویی را جانب دولت و مجلس به همراه خواهد داشت. متأسفانه اتخاذ سیاست‌های اقتصادی متلاطم دولت در ماه‌های اخیر نشان داده است که دولت به قدر کافی از نظرات مشورتی اتاقهای بازرگانی، اصناف و تعاون در تصمیم‌سازیها استفاده نکرده است. افزایش دایره‌ی اثرگذاری سازمانهای مردم‌نهاد به افزایش مشارکت مدنی در جامعه و ایجاد جریان نظارتی و مشورتی از پائین به بالا منجر خواهد شد. وقتی نظرات منتقدان در قبال یک تصمیم یا سیاست جدید دولت زیاد باشد و دولت خود را زیر ذره‌بین نهادهای فعال، مستقل و دلسوز مدنی احساس کند، بدیهی است تصمیمات گرفته شده نظرات آحاد جامعه را در بر خواهد گرفت. استفاده از نظرات تخصصی انجمنهای علمی، کانونهای صنفی و اتحادیه‌های سراسری، توسعه کشور را بر مدار هدف‌گذاری‌های صحیح، برنامه‌ریزی دقیق، و تأمین درست منابع استوار خواهد ساخت و توسعه پایدار را برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد.

انتهای پیام/*



لینک منبع

مفاد بودجه دفاعی آمریکا درباره ایران/ سرنوشت مصوبه سلب اختیار از ترامپ برای توسل به زور نظامی


به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا در ساعات پایانی روز دوشنبه نسخه نهایی لایحه بودجه دفاعی آمریکا را امضا کرده و آن را به قانون تبدیل کرد. 

 این لایحه که به نام «جان مک‌کین»، سناتور آمریکایی نامگذاری شده، سیاست‌ها و بودجه دفاعی آمریکا را در سال مالی ۲۰۱۹ مشخص می‌کند. 

مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا پیش از این نسخه‌هایی از این لایحه که اندکی با یکدیگر تفاوت داشت را به تصویب رسانده بودند. این دو مصوبه، سپس برای همسان‌سازی و یکسان‌سازی و رسیدن به یک لایحه واحد به کمیته‌ای مشترک متشکل از قانونگذاران مجلس نمایندگان و مجلس سنا، موسوم به کمیته کنفرانس ارائه شده بود. متن مصالحه‌شده مدتی بعد مجدداً در مجلسین آمریکا به تصویب رسید. 

متن نهایی قانون بودجه دفاعی آمریکا حاوی چندین بند درباره ایران است. البته، برخی از بندهای قانون هم که قبلاً به صورت متمم به مصوبه‌های مجلس نمایندگان و سنا اضافه شده بودند در جلسه کمیته کنفرانس از نسخه نهایی قانون حذف شده‌اند. 

یکی از مصوبه‌های مربوط به ایران که در متن امضاشده توسط ترامپ حذف شده، متممی است که مجلس نمایندگان آمریکا خردادماه سال جاری با الحاق آن به نسخه این مجلس از لایحه موافقت کرده بود و اختیار استفاده از نیروی نظامی علیه ایران بدون مجوز کنگره را از رئیس‌جمهور آمریکا سلب می‌کرد.  

خبرگزاری تسنیم بامداد ۴ خردادماه گزارش داد:  

«مجلس نمایندگان آمریکا در ساعات پایانی روز پنجشنبه سوم خرداد (به وقت تهران) به اتفاق آرا با اضافه شدن متممی به لایحه بودجه دفاعی این کشور در مخالفت با صدور دستور حمله نظامی به ایران از سوی رئیس‌جمهور آمریکا موافقت کرد.

این تصمیم متممی را که می‌گوید “برداشت کنگره این است که استفاده از قوای نظامی علیه ایران به موجب این قانون یا هیچ قانون دیگر مجاز نیست” به لایحه بودجه دفاعی سال ۲۰۱۹ آمریکا اضافه کرده است. 

مجلس نمایندگان آمریکا ساعتی بعد از اضافه شدن این متمم، با ۳۵۵ رأی موافق و ۶۶ رأی مخالف، این لایحه بودجه ۷۱۷ میلیارد دلاری برای سال مالی ۲۰۱۹ را به تصویب رساند.  هنوز مجلس سنا این لایحه را به تصویب نرسانده و نسخه نهایی قانون، بعد از تصویب نسخه موازی آن در سنا مشخص خواهد شد.

“کیث الیسون” که تهیه‌کننده این طرح قانونی بود در بیانیه‌ای نوشته این متمم “موضع کنگره را در این باره که هیچ قانونی به رئیس‌جمهور اختیار آغاز حمله نظامی علیه ایران نمی‌دهد، روشن می‌کند.”»

با وجود این، نسخه مجلس سنا از این لایحه که چندی بعد به تصویب سناتورها رسید فاقد بندی مشابه بود. به همین دلیل، کمیته کنفرانس بایستی درباره گنجاندن یا حذف این بند از متن نهایی تصمیم می‌گرفت. 

 گزارش کمیته کنفرانس که در حال حاضر منتشر شده نشان می‌دهد که نمایندگان مجلس سنا و مجلس نمایندگان تصمیم گرفته‌اند بر سر حذف این بند از متن نهایی قانون مصالحه کنند.

علی‌رغم این، بندی دیگری (بند ۱۲۹۵) به متن نهایی اضافه شده که خواستار عدم تعبیر مفاد این قانون به نحوی است که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند. در بند ۱۲۹۵ آمده است: «هیچ چیز در این قانون را نمی‌توان به نحوی تعبیر کرد که استفاده از زور علیه ایران یا کره شمالی را مجاز کند.»

در بند ۱۲۳۷ قانون بودجه دفاعی آمریکا، وزیر دفاع این کشور همراه با وزیر خارجه ملزم به تدوین راهبردی برای آنچه «مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران» خوانده شده‌، شده‌‌اند. این بند از وزیر دفاع آمریکا خواسته کشورهایی که ایران و نیروهای متحد این کشور در آن فعالیت می‌کنند را مشخص کند.

بند دیگر لایحه بودجه دفاعی از ایران در کنار روسیه، چین و کره شمالی به عنوان تهدیدهای سایبری علیه آمریکا نام برده شده و از وزیر دفاع آمریکا خواسته گزارشی را درباره «عملیات‌ها و حملات» این کشورها در فضای سایبر تقدیم کمیته‌های مقتضی کنگره کند.

انتهای پیام/



لینک منبع

جزئیات جدید پرداخت تسهیلات اشتغال روستایی/ بندپی: ۴۵۰۰ میلیارد تومان پرداخت شد


انوشیروان محسنی بندپی،سرپرست وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، درباره میزان تسهیلات اشتغالی گفت:در قالب طرح اشتغالزایی روستایی، صندوق ضمانت سرمایه گذاری برای زنان مولد در روستاها ضمانت ۳۰۰ میلیون تومانی در نظر گرفته است.

 وی ادامه داد: تاکنون ۴هزار و ۵۰۰میلیارد تومان تسهیلات اشتغال پرداخت شده است و  ۳ هزارمیلیارد تومان از صندوق توسعه ملی و ۳ هزار میلیارد تومان از منابع بانک ها اختصاص یافته که نیمی از آن پرداخت شده و نیمی دیگر را درخواست کرده ایم که به زودی پرداخت کنند.

سرپرست وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اینکه ایجاد اشتغال مولد در روستاها زمینه ماندگاری روستاییان در روستاها را فراهم می کند گفت:سیاست عدم توجه اساسی و اصولی به بخش روستایی و عشایری موجب شد که شاهد مهاجرت روستاییان و مشکلات اشتغال در روستاها باشیم، در حالی که در کشورهای توسعه یافته به زمینه های بنیادی ماندگاری در روستاها پرداخته شده است.

 انتهای پیام/



لینک منبع

میزگرد تسنیم درباره قانون "دولت ملی یهود"‌ــ۲| رویوران: قانون قومیت تشکیل جبهه متحد فلسطینی علیه اسرائیل? را فراهم کرد/تشدید تضادها در جامعه صهیونیستی


به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در پی تصویب قانون قومیت در کنست رژیم صهیونیستی و موج‌هایی که تصویب این قانون در پی داشت، خبرگزاری تسنیم در نشستی تخصصی با حضور دکتر حسین رویوران، کارشناس ارشد مسائل منطقه‌ای و علیرضا سلطانشاهی، پژوهشگر حوزه یهودشناسی، تصویب این قانون و فرصت و چالش‌های آن را مورد بررسی قرار داد. آنچه در پی می‌آید اظهارات دکتر حسین رویوران است. دکتر رویوران در این نشست در بخش نخست وجوه مختلف قانون قومیت و مختصری از تاریخ آن را بیان کرد و پس از آن به فرصت و چالش‌هایی که این قانون می‌تواند برای جناح مقاومت و رژیم صهیونیستی در منطقه در پی داشته باشد پرداخت.

مهم ترین محورهای مطرح شده در این نشست از دیدگاه رویوران:

  • از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ این مقوله دو تفسیر پیدا کرد. اینکه یهودیت یک قومیت است یا یک دین است؟ و اینکه این دولت باید یک دولت قومی باشد یا یک دولت دینی؟ تقریبا چپگراها و اشکنازی ها متمایل به مقوله قومی بودند در حالی که سفاردیها و احزاب دینی به دولت دینی متمایل بودند.
  • رژیم صهیونیستی قانون اساسی ندارد اما در بخش های بسیاری از قانون پایه آنها به دولت قومی اشاره شده است نه دینی. لذا این چالش که چپ و راست رژیم صهیونیستی را تشکیل می دهد عملا با این قانون تا حدی به نفع جریان دینی یکسره شده است.​​​​​​​ قومیت دانستن یهود، یک حرف ناصواب است. خیلی قابل اثبات نیست.
  • دولت قومی یک فرض مبتنی بر یک نوع مسائل ژنتیکی است و خیلی قابل دفاع نیست. یعنی اینکه هیچ یهودی دست از پا خطا نکرده و همه ازدواج ها داخلی بوده و … این امکان ندارد.
  • در مورد اینکه یهودیت دینی است بین خود یهودیان ۳ مذهب وجود دارد. یک دسته حریدیم ها هستند. یک دسته اشکنازی هستند و دسته دیگر ارتدوکس ها. اشکنازی ها که اروپایی هستند اکثرا اصلاح طلب اند. نگاهشان نگاه تسامحی است. یعنی اینکه می توان غیر یهودی ها را به خدمت گرفت​​​​​​​.
  • نکته دیگری که جنبه حقوقی دارد این است که قانون قومیت را فراتر از هر قانون دیگری قرار داده اند و تمامی قوانین دیگر را منوط به آن کردهاند. یعنی اگر بین قوانین پایه- که جایگزین قانون اساسی هستند- تعارضی با این قانون پیش بیاید این قانون بر آنها مقدم است.​​​​​​​
  • از ۱۲۰ نفر عضو ۶۲ نفر یعنی اندکی بیش از نصف رأی دادند. ۵۵ نفر رأی مخالف دادند. ۱۳ رأی عرب های کنست بود و ۴۲ نفر از چپگراها . این نشان می دهد که این قانون یک قانون چالشی است و بین چپ و راست روی این موضوع یک رویارویی حیثیتی وجود داشت. ۲ نفر رأی ممتنع دادند و یک نفر هم غایب بود.​​​​​​​
  • پس از این قانون لوایح جدیدی به کنست آمده است که قرار است در ادامه این قانون بررسی شود. یکی از آنها بحث «الولاء» است. «الولاء» یعنی وفاداری. یعنی فلسطینی ها باید نسبت به پرچم، سرود ملی و … وفادار باشند. بزرگداشت یوم النکبه و اصرار بر پایتختی قدس برای فلسطین این وفاداری را نقض می کند.​​​​​​​
  • اسرائیل با گفتمانی نژاد پرستانه این قانون را مطرح کرده است. دنیا اجماع سازی علیه نظام آپارتاید ایجاد کرد . لذا زمینه های حمایتی در این خصوص در دنیا وجود دارد که اسرائیل با کاری که کرد این فرصت را فراهم کرد تا بتوان از آنها استفاده کرد.
  • با تصویب این قانون، فلسطینی ها ۱۹۴۸ به حالت شناور در آمده اند. قبلا از مبادله سرزمینی سخن گفته می شد اما الآن از مبادله جمعیتی سخن گفته می شود. مبادله جمعیتی یعنی آواره سازی ۱میلیون و ۷۵۰ هزار نفر فلسطینی سرزمین های ۱۹۴۸​​​​​​​.
  • اینها احساس خطر می کنند و امکان ایجاد یک جبهه مبارزه متحد فلسطینی متشکل از فلسطینی های ۱۹۴۸، کرانه باختری و نوار غزه الآن فراهم است. شاید در گذشته چنین چیزی وجود نداشته اما با این وضعیتی که اینها ایجاد کردند به نظرم می تواند چنین فرصتی به وجود آید.​​​​​​​

متن کامل سخنان رویوران در نشست تخصصی تسنیم در زیر می‌آید: 

تاریخ قانون قومیت

قانون قومیت یکی از ریشه دارترین مباحث در رژیم صهیونیستی است. اگر به صد سال قبل بازگردیم زمانی که روچیلد به بالفور نامه نوشت و او پاسخ داد. در نامه ارسالی و پاسخ دریافتی، بحث ایجاد دولت قومی برای یهودیان مطرح بوده است. به همین دلیل این مبحث یک بحث جدی است که در ذهن بازیگران صهیونیست وجود داشته است. از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ این مقوله دو تفسیر پیدا کرد. اینکه یهودیت یک قومیت است یا یک دین است؟ و اینکه این دولت باید یک دولت قومی باشد یا یک دولت دینی؟ تقریبا چپگراها و اشکنازی ها متمایل به مقوله قومی بودند در حالی که سفاردی ها و احزاب دینی به دولت دینی متمایل بودند.

رژیم صهیونیستی قانون اساسی ندارد اما در بخش های بسیاری از قانون پایه آنها به دولت قومی اشاره شده است نه دینی. لذا این چالش که چپ و راست رژیم صهیونیستی را تشکیل می دهد عملا با این قانون تا حدی به نفع جریان دینی یکسره شده است.

یهودیت مبتنی بر قوم

قومیت دانستن یهود، یک حرف ناصواب است. خیلی قابل اثبات نیست. اولا می گویند خداوند حضرت موسی را برای بنی اسرائیل مبعوث کرد و بعد بنی اسرائیل را به شبه جزیره سینا آورد. اینها با انبیای بعدی یعنی حضرت داوود و سلیمان، دولت یهودی را ایجاد کردند. در این خصوص به ویژه از نگاه خود ما سؤالات زیادی وجود دارد. حضرت موسی پیامبر اولی العزم بوده است. خداوند در قرآن به حضرت موسی می گوید به سمت فرعون برو «إذهب إلی فرعون إنه طغی» اولین کسی که باید موسی برای او این را تبلیغ کند فرعون است. ما مؤمن آل فرعون و زن فرعون را داریم که از بنی اسرائیل نبودند. اما جزء جریان ایمانی بودند. همه اینها نشان می دهد که این مقوله یهودی ها با انضباط خاص فرزندان اسباط ۱۲ گانه حضرت یوسف و برادرانش بودند کلام ناصوابی است. مخصوصا از زمانی که اینها از بابل وارد ایران شدند. از طریق ایران به سمت خزر رفتند. در آنجا گروهی از تاتارها جذب یهودیت شدند و دولت خزر در آنجا شکل گرفت. نزدیک ۴ میلیون تاتاری جذب یهود شدند اینها ربطی به اسباط ندارند. در این زمینه کتاب های فراوانی هم تحت عنوان سبط سیزدهم نوشته شده است. بعدها متهم به توطئه تزار شدند و از آنجا که دولت روسیه آنها را تحت فشار قرار داده بود به سمت اروپا رفته، آنجا پخش شدند. لذا این دولت قومی یک فرض مبتنی بر یک نوع مسائل ژنتیکی است و خیلی قابل دفاع نیست. یعنی اینکه هیچ یهودی دست از پا خطا نکرده و همه ازدواج ها داخلی بوده و … این امکان ندارد.

یهودیت مبتنی بر دین

در مورد اینکه یهودیت دینی است بین خود یهودیان ۳ مذهب وجود دارد. یک دسته حریدیم ها هستند. یک دسته اشکنازی هستند و دسته دیگر ارتدوکس ها. اشکنازی ها که اروپایی هستند اکثرا اصلاح طلب اند. نگاهشان نگاه تسامحی است. یعنی اینکه می توان غیر یهودی ها را به خدمت گرفت و … . نمونه این جریان کوشنر داماد ترامپ است. او یهودی است و دختر ترامپ مسیحی را به زنی گرفته است. برای اینکه فرزندانش تعمید شوند باید مادر فرزندانش یهودی می شد. دختر ترامپ یهودی شده است. در جریان دینی یعنی حریدیم ها اینها را یهودی نمی دانند. اما در جریان اصلاح طلب یهودی محسوب می شوند. ارتدوکس ها جریانی هستند که صهیونیزم را قبول ندارند اما با آن همزیستی می کنند. از زمانی که انتفاضه سوم و علمیات های فردی آغاز شد اینها بیانیه ای صادر کردند مبنی بر اینکه ما صهیونیزم را قبول نداریم لذا از فلسطینی ها درخواست این را داشتند که به آنها که لباس های خاصی هم دارند حمله نکنند. تفاوتی بین حریدیم ها و ارتدوکس ها وجود دارد.

فهم این ۳ دسته از دین یهود متفاوت است. یکی از شقوق ارتدوکس، ناتوریکارتا است که ضد اسرائیل عمل می کنند. ولی ارتدوکس ها ضد صهیونیزم عمل نمی کنند اما قبولشان ندارند. آنچه که الآن اتفاق افتاده یک نقطه عطف سیاسی است. یک جریان دینی معتقد به دولت دینی یا یهودیت دینی برای یکسره سازی سیاسی مقابل جریان چپ- که معتقد به دولت قومی است- قانونی را مصوب کرده است. این اهمیت موضوع را مشخص می کند.

قانون قومیت یهود

 قانون از ۱۵ بند تشکیل شده است. بند اول آن می گوید کشور اسرائیل خانه قومیتی قوم یهود است و براساس میراث فرهنگی خود باید آرمان های خود را در آنجا محقق کند.. این خانه قومیتی ملت یهود یعنی یک انحصار است که فقط مختص اینها است و کس دیگری در آن نیست. اشاراتی هم می کند به اینکه خداوند متعال گفته است که این منطقه مختص یهودیان است نه دیگران. این نشان می دهد که یک نوع نژاد پرستی یا یک گفتمان نژادی در آن دیده می شود.

در بند دیگر می گوید: تعیین حق سرنوشت قومیتی در کشور اسرائیل تنها مختص یهودیان است. براساس آمار سال ۲۰۱۷، یک میلیون و ۷۵۰ هزار فلسطینی که تابعیت اسرائیل دارند و در سرزمین های ۱۹۴۸ و شهرهایی مثل ناصره، عفوله و ام الفحم اکثریت را تشکیل می دهند وجود دارند. اینها تکلیف شان چه می شود؟ اینها با این قانون عملا از مشارکت در تعیین سرنوشت خارج می شوند.

نکته دیگری که جنبه حقوقی دارد این است که قانون قومیت را فراتر از هر قانون دیگری قرار داده اند و تمامی قوانین دیگر را منوط به آن کرده اند. یعنی اگر بین قوانین پایه- که جایگزین قانون اساسی هستند- تعارضی با این قانون پیش بیاید این قانون بر آنها مقدم است.

در چه شرایطی این قانون تصویب شد؟

این قانون در حالی تصویب شد که ۶۲ نفر موافق آن بودند. در حالی که ائتلاف حاکم ۶۵ نفر است. معلوم می شود ۳ نفر در رأی گیری خیانت کردند. این قانون را چند ماه قبل به رأی گذاشتند، از ۱۲۰ نفر هشتاد و اندی درجلسه رأی گیری شرکت کردند. حدود یک سوم کنست غیبت کردند. این بار نتانیاهو به ائتلاف اخطار داده بود که اگر همه اعضا حتی بدون یک غیبت حضور نیابند، روز بعد انتخابات زودرس اعلام خواهد کرد. و اینها تحت فشار نتانیاهو حضور یافتند. از ۱۲۰ نفر عضو ۶۲ نفر یعنی اندکی بیش از نصف رأی دادند. ۵۵ نفر رأی مخالف دادند. ۱۳ رأی عرب های کنست بود و ۴۲ نفر از چپگراها . این نشان می دهد که این قانون یک قانون چالشی است و بین چپ و راست روی این موضوع یک رویارویی حیثیتی وجود داشت. ۲ نفر رأی ممتنع دادند و یک نفر هم غایب بود.

خانم لیونی در بحثی که در کنست بود می گفت چرا نتانیاهو اصرار دارد این قانون همین امروز تصویب شود، اصلاحاتی که مد نظر بقیه است انجام شود و این قانون با ۱۰۰ رأی تصویب شود و اعتبار پیدا کند. موافقان گفتند اتفاقا نمی خواهد وحدت ایجاد شود بلکه می خواهند اختلاف حفظ شود تا یهودی و غیر یهودی مشخص شود. یعنی نوع گفتمانی که در کنست وجود داشت نشان می دهد که یک نوع مبارزه طلبی وجود دارد.

برتری قانون

حزب میرتس به دادگاه عالی شکایت کرد مبنی بر اینکه این قانون با یک اکثریت شکننده تصویب شده و برای لغو دیگر قوانین اعتبار ندارد. در دنیا قوانین پایه قوانین اکثریتی نیستند. قانون اساسی ما با ۹۶درصد رأی مردم تصویب شده است. یعنی تمام گروه های اجتماعی، حتی اقلیت های یک درصد در آن مشارکت کرده اند و اساسا با آن فرق می کند چون قانون اساسی میثاق ملی است و همه باید در آن شرکت کنندو با اکثریت بالایی مصوب شود.

نمادهای یهودی اعم از سرود ملی و پرچم و زبان عبری، اورشلیم پایتخت اسرائیل همگی باید از سوی همه جامعه محترم شمرده شود. عملا اینجا فلسطینی ها مد نظر اند که این وضعیت را قبول ندارند. اینکه بحثی بر قانون حق بازگشت یهودیان وجود دارد می گوید اینجا سرزمین یهودیان است و هرکس به اینجا بیاید، می تواند از این حق استفاده کند و تابعیت اسرائیل را بگیرد. در حالی که برای فلسطینی ها  قانونی بود که با عنوان «لم و شمل» استفاده می شد. «لم و شمل» یعنی جمع کردن خانواده، برخی فلسطینی ها برخی اعضای خانواده شان خارج از سرزمین های ۴۸ بود اینها می توانستند برگردند و به خانواده خود بپیوندند. این قانون این موارد را به یهودی ها محدود کرده است.

 در خصوص قوانین قضایی هم این مورد را به میراث فرهنگی یهودیان موکول کرده است. میراثی که مورد توافق خود یهودیان نیست. بین خود تورات و تلمود تفاوت وجود دارد. اسفار ۵ گانه اول تلمود، تورات است که بعضی از یهودیان فقط این اسفار ۵ را قبول دارند. سِفر تکوین، سِفر تثنیه و … . برخی دیگر تا ۳۸ سِفر را قبول دارند. در مورد این فرهنگی که مبنا و مرجع تصمیم گیری شده توافقی وجود ندارد. ۲۰ جامعه عرب اند که یا مسلمان یا مسیحی هستند. برای اینها هیچ حقوقی در نظر نگرفته اند.

روز استقلال،  یکی از معضلات است. از نگاه صهیونیست ها روز ۱۵ می (۲۵ اردیبهشت) روز استقلال است اما از نگاه فلسطینی ها روز نکبت و اشغال فلسطین است.

نکته جالبی که در این قانون وجود دارد امکان ایجاد شهرک های خالص یهودی است. تأکید شده که حق طبیعی اینها است که شهرک های یهودی همگون و خالص ایجاد کنند.

اهداف قانون

اینکه چرا این قانون تصویب شد به این دلیل است که جریان راستگرای اسرائیل آخرین دژ چپگراها تسخیر کرد. جریان چپگرا از نگاه اقتصادی سوسیالیست بود. مدتی قبل صدمین سالگرد کیبوتس «دگانیا» بود. این اولین کیبوتس فلسطین بود که نماد هسته های کارگری تلقی می شد. این کیبوتس را به موزه تبدیل کرده اند. از سال ۱۹۸۵ تا حوالی ۲۰۰۲ اقتصاد سوسیالیستی را کاملا از بین برده است و چنان اقتصاد سرمایه داری وحشی در اسرائیل ایجاد کرده که الآن در حدود ۴۰ درصد ثروت عمومی در تملک ۱۰ فرد و نهاد است. از آمریکا هم این تمرکز ثروت بیشتر است. این به دلایل داخلی و برای اینکه ریشه چپگراها را بکنند این کار را انجام دادند. اینها احساس می کنند حمایت آمریکا از آنها گسترده است. در دوره ترامپ برای اولین بار آمریکا از نگاه اسرائیل به منطقه نگاه می کند. همیشه آمریکا از اسرائیل حمایت کرده اما همیشه با اسرائیل اختلاف داشته است. اما برای اولین بار آنقدر از نگاه اسرائیل به مسئله نگاه کرده است که تقریبا منطبق بر هم شده اند و اینها احساس می کنند که باید بسیاری از مسائل را در دوره ترامپ یکسره کنند.

واگرایی در جهان اسلام

یکی از مهمترین بسترهایی که اجازه داد چنین اتفاقی بیفتد واگرایی در جهان اسلام است. الآن بسیاری از کشورها مثل عربستان، امارات متحده عربی و بحرین علنا ارتباط دارند تیم های ورزشی اعزام می کنند و …

معامله قرن وقانون قومیت

آمریکا می خواهد براساس خواست اسرائیل وضعیت منطقه را نهادینه کند. یکی از دلایل تصویب این قانون همین وضعیتی است که آمریکا می خواهد در منطقه به وجود آورد.

ماجرا ادامه دارد…

پس از این قانون لوایح جدیدی به کنست آمده است که قرار است در ادامه این قانون بررسی شود. یکی از آنها بحث «الولاء» است. «الولاء» یعنی وفاداری. یعنی فلسطینی ها باید نسبت به پرچم، سرود ملی و … وفادار باشند. بزرگداشت یوم النکبه، اصرار بر پایتختی قدس برای فلسطین این وفاداری را نقض می کند. مجموعه ای از مسائل در زمینه های مختلف تحت عنوان وفاداری مطرح شده است.

فرصت ها و تهدیدها

فرصت اول، نژاد پرستی

آیا تصویب این قانون فرصتی را هم در اختیار فلسطینی ها قرار می دهد؟ پاسخ این سؤال مثبت است. اسرائیل با گفتمانی نژاد پرستانه این قانون را مطرح کرده است. دنیا اجماع سازی علیه نظام آپارتاید و رودزیای سابق ایجاد کرد و این دو نظام را جمع کرد. لذا زمینه های حمایتی در این خصوص در دنیا وجود دارد که اسرائیل با کاری که کرد این فرصت را فراهم کرد تا بتوان از آنها استفاده کرد. به ویژه در غرب این فرصت وجود دارد. ممکن است ما بگوییم طرف سیاه پوست است. تصور می کنم اولین فرصت بحث فعالیت علیه نژاد پرستی اسرائیل است.

فرصت دوم، ایجاد اتحاد داخل فلسطین

اسرائیل، فلسطینی ها را به ۴بخش تقسیم کرده است. یک قسمت در آوارگی در خارج، یک قسمت تحت اشغال در کرانه باختری، یک قسمت تحت محاصره در نوار غزه و یک قسمت شهروند اما درجه دو در سرزمین های ۱۹۴۸٫ همواره فلسطینی های سرزمین های ۱۹۴۸ از دیگر فلسطینی ها راحت تر بوده اند. در اسرائیل از زمان به دنیا آمدن فرزند دوم سیستم حمایتی آغاز می شود. دولت امکانات مختلف را در اختیار خانواده ها قرار می دهد. فلسطینی های ۱۹۴۸ به دلیل رشد بالای ۴درصدی جمعیت از این امکانات اسرائیل استفاده می کنند.

با تصویب این قانون، فلسطینی ها ۱۹۴۸ به حالت شناور در آمده اند. قبلا از مبادله سرزمینی سخن گفته می شد اما الآن از مبادله جمعیتی سخن گفته می شود. مبادله جمعیتی یعنی آواره سازی ۱میلیون و ۷۵۰ هزار نفر فلسطینی سرزمین های ۱۹۴۸٫ ولی این بار با ارعاب نیست. البته قرار هم نیست با خود فلسطینی ها توافق کنند قرار است با اعراب به نمایندگی عربستان توافق صورت گیرد. اینها احساس خطر می کنند و امکان ایجاد یک جبهه مبارزه متحد فلسطینی متشکل از فلسطینی های ۱۹۴۸، کرانه باختری و نوار غزه الآن فراهم است. شاید در گذشته چنین چیزی وجود نداشته اما با این وضعیتی که اینها ایجاد کردند به نظرم می تواند چنین فرصتی به وجود آید. 

در سال ۲۰۱۲ که بزرگترین تظاهرات در تل آویو با انگیزه های اقتصادی صورت گرفت و ۱۳ نفر به عنوان اعتراض به این سیستم وحشی سرمایه داری خودسوزی کردند، الآن علاوه بر بعد اقتصادی، در بعد سیاسی هم این تضاد بارور شده است. لذا این هم می تواند چالش باشد برای صهیونیست ها و برای ما یک فرصت تلقی شود. 

تهدید ها

آواره سازی یک تهدید جدی است. تهدید دیگر بحث معامله قرن است که تمام مسائل مقدماتی بر آن طرح است که ابرطرحی با جزئیات خاص خودش است. چالش دیگری که وجود دارد چالش داخلی جامعه صهیونیستی است. الآن شدت تضاد در جامعه صهیونیستی زیاد شده است.

جامعه ای در حال خرد و طایفه ای شدن

اولا در رژیم صهیونیستی تقابل بین چپ و راست از شدت بیشتری الآن برخوردار است. در تصویب همین قانون، چپگراها در کنار عرب های کنست قرار داشتند. این نشان می دهد که شدت چقدر زیاد است که چپگرا در کنار یهودی نیست بلکه در کنار عرب قرار گرفته است. اتفاقا نتانیاهو به دنبال بارور کردن تضادها است. دنبال حل آنها نیست. یکی از اتهاماتی که به وی می دهند این است که او به قیمت از بین بردن جامعه یهودی حاضر است حاکمیت خود را استمرار دهد. اینکه به دادگاه عالی شکایت کرده اند این را نشان می دهد که طرف مقابل هم کوتاه نیامده و علیه آن اقدام کرده است تا به دلیل تعارض با قوانین پایه، جلوی این قانون گرفته شود. چنین چیزی می تواند از سوی دادگاه عالی اعلام شود و این سابقه وجود دارد که دادگاه عالی برخی قوانین را لغو کرده باشد.

جریان های خرد همیشه وحدت اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند. در رژیم صهیونیستی جامعه به سمت خرد شدن حرکت کرده اند. از سال ۱۹۴۸ تا کنون احزاب در فلسطین اشغالی ملی و کلان بودند ولی از سال ۱۹۹۰ با ظهور حزب اسرائیل بیتناکه مربوط به یهودیان روس تبار است این روند تغییر کرد. وقتی حزب مربوط به بخشی از جامعه باشد خطر آفرین است. این احزاب موجودند. غیر از این، حزب شاس مربوط به سفاردی ها است. بعضی از احزاب خرد هستند و وحدت سیاسی و اجتماعی را تهدید می کنند. اما به دلیل تعصب های حزبی و شرایط سیاسی رژیم صهیونیستی این مسائل وجود دارند.

جمع بندی

 آنچه اتفاق افتاده در قانون قومیت و معامله قرن، تلاشی از طرف جناح غربی- صهیونیستی است که برای تثبیت انجام شده است. این متضمن فرصت هایی برای ما است. الآن امکان ایجاد وحدت در جامعه فلسطینی وجود دارد. کسانی که در سرزمین های ۱۹۴۸ حضور دارد در قلب دشمن است. اگر مقاومت و قیام را باور کند آسیب رساندش به دشمن قطعا بالا است. الآن این انگیزه ها در آنها پیدا شده است. در چند سال اخیر دیده ایم که یکی از آنها با اسلحه کمری پدرش چند صهیونیست را به هلاکت رساند. اگر پدرش با سازمان امنیت تماس نمی گرفت و فرزندش را لو نمی داد آنها نمی توانستند او را پیدا کنند.

ما در فصل مهمی از رویارویی هستیم. دشمن با مجموعه ای از امکانات به میدان آمده است و محور مقاومت باید امکانات موجود را بسیج  و باز تعریف کند و وارد میدان شود. در شرایط فعلی، امکان بسیج دو جانبه برای رویارویی وجود دارد. اما آیا این مختص دو طرف میدان است؟ خیر اینگونه نیست. مقاومت در فلسطین ذیل محور مقاومت تعریف می شود و رژیم صهیونیستی هم ذیل آمریکا و غرب تعریف می شود و امکانات منطقه ای و بین المللی هم وجود دارد.

تصورم بر این است که در محور مقاومت استفاده از فرصت  سمن ها (NGO) به ویژه در خصوص نژاد پرستی و آپارتایدی که اسرائیل به سمت آن حرکت می کند می تواند به عنوان یک سلاح بسیار مهمی باشد برای به زانو در آوردن دشمن. کشورهای غربی با همه اعتراضی که می کنند دروغ می گویند و هم پیمان رژیم صهیونیستی اند اما جوامع حساب دیگری دارند. بزرگ ترین تظاهرات انگلستان همزمان با جنگ ۵۱ روزه در سال ۲۰۱۴ اتفاق افتاد. یک نماینده مجلس انگلستان استعفا داد و این نشان می دهد ظرفیت بسیار قوی وجود دارد. در فرانسه که مهد انقلاب و دموکراسی است تظاهرات ممنوع شد اما مردم هر روز تظاهرات می کردند و دولت مجبور به عقب نشینی شد. این نشان می دهد مجموع فرصت هایی که ما داریم، نسبت به دشمن شاید بیشتر است اما شرط آن این است که ما دشمن را بشناسیم و شرایط را هم بشناسیم.

انتهای پیام/



لینک منبع

مذاکره با دشمن در دیدگاه تفسیری "هاشمی رفسنجانی"


به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا یکی از راهکارهای محدود کردن دشمنان اسلام توسط رسول گرامی اسلام(ص) انعقاد قراردادها و نیز مذاکرات فی‌مابین بود. در این میان باید توجه داشت هدف پیامبر(ص) از پیمان‌نامه‌ها، برافراشتن پرچم توحید و کسب عزت ملی و بین‌المللی برای مسلمانان بود. به‌طور کلی می‌توان گفت دعوت به اسلام، حمایت از پیامبر(ص) و آرمان‌های اسلامی همانند پیمان‌های عقبه در مکه هدف اصلی و شاخصه بنیادین مفاد پیمان‌های داخلی و خارجی حضرت در قبال دشمنان بود.

بنابراین در مواقعی که این فوائد در مذاکرات با دشمنان نبود و یا بیم بدعهدی آنان وجود داشت و یا عهدشکنی از سوی طرف مذاکره صورت می‌گرفت، پیامبر(ص) به هیچ وجه پا به مذاکره نمی‌نهادند و بلکه با عهدشکنان به‌شدت برخورد می‌کردند. برخورد سخت ایشان با عهدشکنی «بنی‌قریظه» اندکی پس از جنگ احزاب نمونه‌ای از واکنش تند پیامبر(ص) نسبت به عهدشکنان بود.

بیشتر بخوانید:نمونه‌ای از برخورد شدید پیامبر(ص) با پیمان‌شکنان

بیشتر بخوانید:آیاتی که درباره پیمان‌نامه‌ها هشدار می‌دهند! / در پاسخ به اظهارات رئیس‌جمهور

خداوند در آیات ۵۵ تا ۵۸ از سوره انفال به‌صراحت و روشنی درباره نوع برخورد مسلمانان با عهدشکنان و حتی با کسانی که بیم عهدشکنی آنان را دارند، سخن می‌گوید، این آیات را همراه با تفسیری از مرحوم حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی می‌خوانید.

(۵۵) «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَهُمْ لاَیُؤْمِنُونَ؛‌ هر آینه بدترین جنبندگان نزد خدا آنهایند که کافر شده‌اند و ایمان نمی‌آورند».
(۵۶) «الَّذِینَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لاَیَتَّقُونَ؛ کسانی که تو از آنان پیمان گرفتی، سپس پیاپی پیمان خویش را می‌شکنند و هیچ پروا نمی‌کنند».
(۵۷) «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ پس اگر آنها را در جنگ بیابی پراکنده‌شان ساز تا پیروانشان نیز پراکنده شوند، باشد که عبرت گیرند».
(۵۸) «وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِیَانَةً فَانبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَیُحِبُّ الخَائِنِینَ؛ اگر بیم این داری که گروهی در پیمان خیانت می‌کنند، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهی کرد زیرا خدا خائنان را دوست ندارد»‌. 

مرحوم هاشمی رفسنجانی در جلد ششم تفسیر «راهنما»ی خویش ذیل این آیات از لزوم هوشیارى و احتیاط در مقابل دشمن‏ سخن می‌گوید و می‌گوید: «مسلمانان بر اساس عبارت وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ‏؛ اگر بیم این داری که گروهی در پیمان خیانت می‌کنندبه آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهی کرد، موظفند در صورت ظهور نشانه‌‏اى حاکى از تصمیم دشمن بر پیمان‏‌شکنى، معاهدات فی‌مابین را الغا کنند و آن را بى‌‏اعتبار بشمارند».

وی می‌افزاید: مراد از «خِیانَةً» به‌قرینه سیاق، پیمان‏‌شکنى است و ترس از پیمان‏‌شکنى به‌معناى آشکار شدن شواهد و اماراتى است بر اینکه طرف مقابل نقض پیمان را در سر مى‌‏پروراند. «نبذ» به‌معناى انداختن و مفعول‏ «فَانْبِذْ» «عهدهم» است که به‌خاطر وضوحش در کلام نیامده است.

هاشمی رفسنجانی در ادامه تفسیر خویش با تأکید بر اینکه تصمیم بر الغا و اعلان بى‌‏اعتبارى معاهدات امضاشده با دشمن، در اختیار پیامبر(ص) و رهبران جامعه اسلامى است، می‌نویسد: رهبرى جامعه اسلامى باید به احتمال وقوع خیانت از سوى دشمن ترتیب اثر داده و نباید براى تصمیمات لازم در انتظار وقوع خیانت باشند.

=====
منابع:
قرآن
تفسیر راهنمای حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، ج۶، ص۳۹۵
مقاله علمی پژوهشی پیمان‌های حضرت محمد(ص)

انتهای پیام/*



لینک منبع

پای درد و دل کارگران فصلی مشهد|۴ روز است کار ندارم و نمی‌دانم با چه رویی به خانه بروم/ وقتی چرخ زندگی فقط با یارانه می‌چرخد


به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد‌مقدس، ساعت حوالی ۱۰ شب بود که از کنار یکی از گذرگاه‌هایی که معمولا کارگران فصلی و ساختمانی مشهد در آنجا تجمع می‌کنند؛ می‌گذشتم. چشمم به یکی از کارگران افتاد؛ داستان زندگی کارگران فصلی در این روزهایی که اوضاع اقتصادی و معیشتی سخت است در نوع خود تاثربرانگیز است زیرا آن‌ها این سختی را بسیار بیشتر با گوشت و پوست و استخوان خود احساس می‌کنند.

روی رفتن به خانه ندارم

نامش غلامرضا بود و اصالتا اهل شهرستان سرخس و به خاطر خشک شدن مزرعه پدری و کم آبی به حاشیه شهر مشهد کشیده بود و با اینکه لوله‌کشی و جوشکاری هم بلد بود به خاطر کمبود کار مجبور شده بود که کارهای فصلی انجام دهد و یا اینکه کنار گذر بایستد و منتظر اینکه کسی کار تخصصی‌اش را از او بخواهد و آن روز، روز چهار‌می‌ بود که کسی او را برای کار نخواسته بود و حالا رویش نمی‌شد که به خانه برود.

در گفت‌وگو با او برایم مشخص شد که سال‌های قبل در تابستان برای کار در رستوران‌ها و باغات و تالارها به ییلاقات مشهد می‌رفته اما امسال آن کار هم کم شده و حالا دیگر چاره‌ای برایش نمانده است. می‌گفت: من تنها کسی نیستم که روزها است به سر کاری نرفته اما امروز دیگر جسارتی برای رفتن به خانه‌ای را ندارم که چند ماه است در آن گوشت خریداری نشده است.

زندگی با یارانه

این مسئله برایم تبدیل به یک علامت سئوال شد. آیا در جاهای دیگر هم وضعیت کارگران به همین صورت است؟ رسول نام فرد دیگری است که با وی به گفت‌وگو پرداختم و گفت: معمولا در بهار و تابستان به شمال کشور سفر می‎‌کنم چون در آنجا فصل کار در شالیزارها است؛ اما امسال در ابتدای فصل که رفتم متوجه شدم کار زیادی برایم وجود ندارد. به همین علت دوباره به مشهد آمدم؛ شنیده بودم که در تابستان برخی از کارخانه‌های تولید محصولات غذایی مانند کمپوت و یا کنسرو کارگر استخدام می‌کنند و البته آنها هم امسال نیروهای ثابت خود را کاهش داده بودند و مشخص است که دیگر کارگر فصلی استخدام نمی‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: اگر وضعیت کار در تابستان به این صورت باشد در زمستان به چه صورت خواهد بود و ما قرار است چه کاری انجام بدهیم که از گرسنگی از بین نرویم؟

این شهروند ساکن مشهد در پاسخ به این سوال که هم اکنون چگونه روزگار خود را می‌گذرانی پاسخ می‌دهد: فقط یارانه.

هفته‌ای ۲ روز سر کار

به یکی دیگر از خیابان‌های مشهد که کارگران گذری و فصلی در آن تجمع می‌کنند رفتم و آن‌ها با تصور اینکه نیرویی برای کار می‌خواهم اطرافم آمدند؛ از بین همه آن‌ها از یک نفر پرسیدم که تخصص اصلی‌اش چیست و گفت در اصل کاشی‌کار هستم اما حالا هر کاری حتی باربری را هم انجام می‎دهم و اگر اثاث‌کشی دارید می‌توانم ماشین لباسشویی را یک نفره ۳ طبقه بالا بیاورم.

‌پرسیدم هم‌اکنون وضعیت کار چگونه است؟ که می‌گوید چند ماه پیش در یک ساختمان مشغول به‌کار بودم و درآمد آن خوب بود اما کارهای این ساختمان به اتمام رسید و دیگر نیاز به حضور من نبود از آن روز هر روز به اینجا می‌آیم اما متأسفانه کار بسیار کم است و شاید در هفته ۲ روز سر کار بروم.

بیکاری برای کارگران فصلی و ساختمانی

هادی ابوی؛ دبیرکل کانون انجمن‌های صنفی کارگران خراسان‌رضوی در زمینه ساماندهی کارگران فصلی و ساختمانی می‌گوید: یکی از مشکلات اصلی این است که به‌علت کمبود کار تعداد زیادی از کارگرانی که شاید حرفه اصلی آن‌ها در حوزه ساختمانی نباشد هم‌اکنون به سمت این حرفه کشیده شده‌اند چراکه امکان ادامه فعالیت برای آن‌ها وجود ندارد.

وی با بیان اینکه متأسفانه به هیچ عنوان وضعیت کارگران ساختمانی و کارگران فصلی مناسب نیست، خاطرنشان می‌کند: بخشی از کارگران فصلی در حوزه‌های کشاورزی فعالیت داشته‌اند که هم‌اکنون به علت کاهش برداشت محصول دچار مشکل شده‌اند برخی از در کارخانجات مشغول بوده‌اند که با تعدیل نیروها، آن‌ها شغل خود را از دست داده و حالا بر سر گذر برای کار روزمزدی می‌ایستند.

دبیرکل کانون انجمن‌های صنفی کارگران کشور ادامه می‌دهد: اما یکی از معضلات اساسی این است که برای همان تعداد از کارگران ساختمانی که حرفه واقعی آن‌ها همین است هم کاری وجود ندارد و با توجه به رکود در حوزه‌های ساختمانی امکان کسب درآمد برای آنها بسیار کم شده است.

ابوی تصریح می‌کند: هم اکنون در استان ۶۷ هزار نفر بیمه شده تأمین اجتماعی در گروه کارگران ساختمانی ثبت شده‌اند که از این تعداد ۳۲ هزار نفر در مشهد مقدس فعالیت دارند.‌ برای استان خراسان‌رضوی ۶۵۰۰ نفر سهمیه جدید در نظر گرفته شده که اقدامات آن در دست اجرا‌ست و ۵۷۰۰ پرونده که مربوط به غیر شاغلینی هستند که در بخش ساختمان فعالیت نداشته‌اند.

دبیرکل کانون انجمن‌های صنفی کارگران کشور ادامه می‌دهد: هم اکنون هم ۱۰ هزار و ۷۷۰ نفر هم غیرفعال هستند که حق بیمه‌های خود را پرداخت نمی‌کنند.

در بین صحبت‌های به میان آمده یک چیز مشخص است و آن هم اینکه وضعیت کار برای کارگران موقت و فصلی اسف‌بار است و تعداد زیادی از آن‌ها نمی‌توانند به راحتی امورات خود را بگذرانند.

زندگی‌کردن با یارانه‌های نقدی مسئله‌ای بسیار عجیب آن هم در شهری مانند مشهد است که تعدادی از این کارگران روی این وجه به عنوان یک درآمد اصلی زندگی خود حساب می‌کنند و بعد از تمام این حرف‌ها که می‌دانستم بیشترشان از روی آهِ دل بلند می‎‌شود هنوز صدای غلامرضا را در گوش خود می‌شنوم که می‌گوید بعد از ۴ روز بیکاری با چه رویی به خانه بروم.

انتهای پیام/ ز



لینک منبع

کمرانی: احتمال خداحافظی کیمیا علیزاده از تکواندو وجود دارد/ دختران ما می‌توانند کیمیاهای بعدی باشند/ همیشه حس تنهایی داشتم


به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، مسابقات تکواندو بازی‌های آسیایی از روز یکشنبه ۲۸ مردادماه به مدت ۵ روز در جاکارتا برگزار خواهد شد و ملی‌پوشان بانوان تکواندو ایران نیز با در این مدت با تمرینات آماده‌سازی به دنبال کسب نخستین مدال طلای خود در بازی‌های آسیایی بودند. هدفی که به نظر می‌رسد با مصدومیت کیمیا علیزاده و از دست دادن بازی‌های آسیایی تا حدود زیادی سخت شده است.

در فاصله چند روز تا آغاز مسابقات تکواندو، در خصوص شرایط تیم بانوان، ضربه سنگین مصدومیت کیمیا علیزاده و حرف و حدیث‌های بعد از آن با مهرو کمرانی سرمربی تیم بانوان به گفت‌و‌گو نشستیم که در زیر می‌خوانید:

تسنیم: شرایط آمادگی بازیکنان تیم را در آستانه بازی‌های آسیایی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فکر می‌کنم بچه‌ها از لحاظ همبستگی تیمی بسیار خوب هستند. شرایط روحی بازیکنان تیم ملی با مصدومیت کیمیا علیزاده تا حدودی به هم ریخت و همه بازیکنان از مصدومیت کیمیا ناراحت بودند که این موضوع همدلی تیمی ما را می‌رساند. امیدوارم کیمیا نیز به عنوان کاپیتان تیم ملی از راه دور بچه‌ها را حمایت کند و خودش نیز اگر قسمت بود، خواست و توانست مجددا به میادین بازگردد و قهرمانی خود را تکرار کند.

تسنیم: از لحاظ آمادگی فنی بازیکنان ما در حال حاضر در شرایط حضور در بازی‌های آسیایی قرار دارند؟

بازیکنان ما از لحاظ فنی و جسمانی در اوج آمادگی قرار دارند. آنها در این مدت بسیار با انگیزه تمرین کردند. بعد از مصدومیت کیمیا علیزاده نیز ملیکا میرحسینی را جایگزین او کردیم. ملیکا دختر بسیار باانگیزه و متمرکزی است و امیدوارم جایگزین خوبی برای علیزاده باشد. عملکرد او در تورنمنت تدارکاتی کره‌جنوبی نشان داد او فعل خواستن برای پیشرفت را صرف کرده است و ما نیز همه جوره پشتیبان او هستیم.

تسنیم: قطعا مصدومیت کیمیا علیزاده علاوه بر جامعه ورزش، اعضای تیم ملی را نیز دچار شوک کرده است. آیا این اتفاق می‌تواند موجب همبستگی بیشتر بازیکنان برای ارائه بهترین عملکرد  و خوشحالی علیزاده شود؟

روزی که این اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و عجیب افتاد، ما اصلا احتمال پاره‌گی ACL کیمیا را نمی‌دادیم. با این حال شخصا همراه کیمیا برای MRI رفتم. سریعا نیز جواب او را دریافت و با هماهنگی فدراسیون به دکتر رازی مراجعه کردم. بعد از ارزیابی دکتر رازی مشخص شد ACL کیمیا دچار پارگی شده است.  وقتی مشخص شد کیمیا بازی‌های آسیایی را از دست داده است همه ما دچار شوک بزرگی شدیم و یکی، دو روز نیز در این شوک قرار داشتیم اما بعد از ۲ روز با بچه‌ها جلسه گذاشتم و تصمیم گرفتیم عملکردمان به گونه‌ای باشد که کیمیا را دلگرم کنیم تا او برای بازگشت انگیزه داشته باشد.

تسنیم: با توجه به صحبت‌های شما، به نظر می‌رسد شاید کیمیا علیزاده دیگر تمایلی به پیگیری ورزش قهرمانی نداشته باشد؟

کسی که بارها زیر تیغ جراحی رفته است، برای بازگشت باید انگیزه بسیار قوی داشته باشد. کیمیا علیزاده قبل از مصدومیت اخیر، حدود یک سال  به خاطر مصدومیت گذشته‌اش از اردوی حرفه‌ای و دنیای قهرمانی دور بود و زندگی عادی یک دختر را تجربه کرد. او در این مدت مانند دختران دیگر زندگی  و لذت آن را تجربه کرد. بازگشت او بعد از تجربه این شرایط خیلی سخت بود و با اصراری که خود کیمیا داشت من به حضور او در مسابقات قهرمانی آسیا راضی شدم. اصلا موافق حضور او در ویتنام نبودم و او اصرار زیادی برای بازگشت داشت. حتی کیمیا با مراجعه به پزشکان نامه حضور در تمرینات را دریافت کرد. نهایتا کیمیا به اردوی تیم ملی بازگشت اما با یک روحیه غیرحرفه‌ای  که با توجه به دوری‌اش از اردوها کاملا طبیعی بود. امیدوارم با وجود مصدومیت اخیر مجددا کیمیا به دنیای قهرمانی بازگردد اما احتمال خداحافظی او از دنیای قهرمانی نیز وجود دارد.

تسنیم: مصدومیت اخیر کیمیا علیزاده به مصدومیت گذشته او ارتباط داشت؟

 اصلا این مصدومیت هیچ ارتباطی به مصدومیت‌های گذشته او ندارد. مصدومیت زانوی چپ کیمیا علیزاده مصدومیت جدیدی بود و او در گذشته هیچ مشکلی از این ناحیه نداشت.

تسنیم: در دنیای قهرمانی بازگشت ورزشکاران پس از مصدومیت ACL بسیار سخت است.

بله این موضوع را قبول دارم و برای همین از احتمال خداحافظی او صحبت کردم. البته تیم پزشکی و دکتر کیهانی تمام تلاش خود را انجام خواهند داد. قرار است دوشنبه ۲۹ مردادماه در خصوص زمان جراحی کیمیا تصمیم گیری شود. البته کیمیا در حال حاضر فیزیوتراپی می‌کند، راه می‌رود و حتی تمرین سبک نیز داشته است و تنها زمان عمل جراحی  و مدت دوری او از میادین باید مشخص شود.

تسنیم: برخی از کارشناسان اعتقاد دارند پرچم‌داری کیمیا علیزاده در بازی‌های آسیایی نیز در مصدومیت او بی‌تاثیر نبود و باعث فشار روانی بیش از حدی به کیمیا شد.

بعد از قهرمانی آسیا احساس کردم شاید پرچم‌داری کاروان ایران در بازی‌های آسیایی به او کمک کند. عملکرد کیمیا علیزاده در مسابقات قهرمانی آسیا با توجه به توانایی‌های او ضعیف بود و ارتباط او با زمین مسابقه دیر برقرار شد و در یک ثانیه مسابقه را از دست داد. بازگشت بدون مدال از مسابقات قهرمانی آسیا برای کیمیا علیزاده سنگین بود و خیلی اذیت شد اما انتخاب به عنوان پرچم‌دار برای او خوب بود و کمک کرد شرایط روحی خود را بازسازی کند. کیمیا برای حضور در اندونزی در شرایط بسیار بهتری نسبت به مسابقات قهرمانی آسیا قرار داشت و واقعا به دنبال کسب مدال بود. کیمیا واقعا از مصدومیت، بازگشت دوباره و شروع از صفر خسته شده است. واقعا علیزاده دختر قوی بود که هر بار بعد از مصدومیت‌ها بازگشت و امیدوارم یک بار دیگر نیز این کار را انجام بدهد. من نیز به عنوان مربی و یک دوست در کنار او خواهم بود و اعتقاد دارم پرچم‌داری نه تنها در مصدومیت او تاثیرگذار نبود بلکه به کیمیا کمک کرد.

تسنیم: با توجه به جوانی بازیکنان تیم ملی و همینطور غیبت کیمیا علیزاده، بازیکنان ما خودباوری کسب مدال در اندونزی را خواهند داشت؟

کیمیا علیزاده با مدال‌های بزرگ و اولین‌های خودش در بخش بانوان تکواندو، باور دختران ما را تقویت کرد. در حال حاضر نیز همه دختران ما دوست دارند مانند کیمیا تاریخ‌ساز باشند و امیدوارم در جاکارتا این اتفاق بیفتد. ما برای کسب بهترین نتیجه به جاکارتا خواهیم رفت. در یکسال اخیر نیز علاوه بر عملکرد خوب دختران در  نونهالان و نوجوانان ما شاهد اتفاقات بزرگی در  تیم ملی نیز بودیم. پریسا جوادی در مسابقات داخل سالن مقابل حریفی از چین به برتری دست یافت که طلای گرنداسلم و گرندپری را کسب کرد. زهرا پوراسماعیل نیز مقابل قهرمان دو دوره المپیک به برتری دست یافت. این موضوع نشان می‌دهد بازیکنان ما از لحاظ فنی ارتقا پیدا کردند و تنها برای حرفه‌ای‌ تر شدن و تقویت باورهای خود به میادین بیشتری نیاز دارند.

تسنیم: تیم ملی بانوان در راه آماده‌سازی بازی‌های آسیا تنها در تورنمنت آزاد کره‌جنوبی شرکت کرد. حضور در این مسابقات تا چه اندازه‌ای به ملی‌پوشان ما کمک کرد؟

 تورنمنت کره‌جنوبی مسابقات سنگینی بود که ما پشت سر گذاشتیم. شاید هر کسی جسارت حضور در این مسابقات را نداشت اما برای من اینکه در این مسابقات چه اتفاقاتی می‌افتد اصلا اهمیت نداشت. مهم بازخورد عملکرد بازیکنان بود که بسیار در این جهت نیز مفید بود. سعی کردیم بعد از این مسابقات روی اشکالات بچه‌ها کار کنیم و همچنین با مشاهده عملکرد بازیکنان کره‌جنوبی و چین تغییراتی در تمرینات و نوع بازی بازیکنان ایجاد کنیم. میانگین سنی تیم ما ۱۷ سال است و بزرگترین بازیکن تیم ما ملیکا میرحسینی با ۲۱ سال سن است.

تسنیم: حضور در بازی های آسیایی جاکارتا پنجمین حضور بانوان ما در بازی‌های آسیایی خواهد بود. با توجه به مصدومیت کیمیا علیزاده توقع کسب مدال طلا از بازیکنان دیگر منطقی خواهد بود؟

تکواندو رشته غیرقابل پیش‌بینی است اما اعتقاد دارم اتفاقات خوب یک سال اخیر این انگیزه را در ما ایجاد کرده است که این بازیکنان می‌توانند کیمیا علیزاده‌های بعدی باشند. با وجود رنکینگ بازیکنان ما در جدول مسابقات به خوبی می‌دانیم با چه رقیبانی بازی‌ خواهیم داشت. با وجود صعود بازیکنان از رتبه‌های ۲۰۰ یا ۳۰۰ رنکینگ به رتبه‌های ۳۰، ۴۰ همچنان رنکینگ ما برای حضور در بازی‌های آسیایی با حضور اکثر المپین‌ها پایین است. آسیا در بخش بانوان قدرت اول تکواندو دنیا را دارد. اکثر بازیکنان کره‌جنوبی و چین قهرمانان المپیک، جهان، گرندپری و تورنمنت‌های دیگر هستند و بازیکنان ما بی‌تجربه هستند. با این حال از لحاظ فنی بازیکنان توانمندی هستند و مهمتر از همه تشنه موفقیت هستند و فکر می‌کنم طلای ملیکا میرحسینی در کره‌جنوبی نشان داد بچه های ما به دنبال حضور روی سکوهای مهم هستند.

تسنیم: در این مدت برخی کارشناسان اعتقاد داشتند که شرایط تمرینی باعث مصدومیت علیزاده شده است؟

همیشه کسانی که دور هستند خیلی راحت اظهارنظر می‌کنند. ما روزهای خیلی سختی را تجربه کردیم و حاشیه برای ما طبیعی شده است. اصلا هم به دنبال این نیستم که دیگران چگونه من را قضاوت می‌کنند بلکه اعتقاد دارم زمان بهترین قاضی خواهد بود. کسانی که در خصوص مصدومیت کیمیا صحبت‌های بدون منطق انجام می‌دهند قطعا به دنبال دلسوزی نیستند. اگر مدارک و مستندات را بررسی کنند و بعد اعتقاد داشته باشند که مربی یا فدراسیون در مصدومیت کیمیا مقصر بوده است من به آنها حق می‌دهم اما وقتی در حال زندگی خود هستند و از هیچ چیزی خبر ندارند و نمی‌دانند ما زندگی خود را برای آماده‌سازی گذاشتیم بی‌انصافی است.

تسنیم: به نظر می‌رسد از این انتقادات ناراحت هستید؟

 شبانه‌روزی در حال آماده‌سازی بچه‌هایی بودیم که هیچ وقت دنیای حرفه‌ای را تجربه نکردند و هیچ وقت نیز بازیکن حرفه‌ای در کنار آنها نبوده است. در بخش آقایان ما بازیکنانی مانند فرزان عاشورزاده، مهدی خدابخشی و سجاد مردانی را داریم که عناوین زیادی را کسب کردند و قطعا بازیکنان جوان در کنار این نفرات رشد بهتری خواهند داشت. قدمت تکواندو آقایان با بانوان قابل مقایسه نیست و الکی نیز به دست نیامده است. ضمن اینکه در تکواندو آقایان همیشه بزرگتر در اردوها حضور داشته است و الگو سازی به درستی انجام شده است اما بازیکنان تیم بانوان بسیار جوان هستند و ما باید حتی در تغذیه و زمان استراحت آنها نیز نظارت داشته باشیم. اگر در این راه نیز پیشرفت کم یا زیادی حاصل شده است خودمان در آن نقش داشتیم و حداقل اینکه هیچ کوتاهی در وظایف خود انجام ندادم.

تسنیم: هیچ کسی در این مدت شما را حمایت نکرده است؟

هر کمکی که من و بازیکنان را ترغیب به بهتر بودن می کرد را پذیرا بودم. اتفاقی که هیچ وقت نیفتاده است و من همیشه حس تنهایی را داشتم. تنها همراهان من رئیس فدراسیون و نایب رئیس بانوان بودند اما هیچ کدام از مربیان قدیمی من را حمایت نکردند و هیچ تماسی برای تزریق انرژی یا دادن مشورت با من نداشتند. شاید بقیه بگویند به این کارها نیازی نباشد اما هر مربی که با سن کم کار خود را شروع می‌کند به حمایت و یا مسائل دیگر نیاز دارد. فریبرز عسکری، سرمربی تیم آقایان میدان المپیک را دیده است و خودش به عنوان بازیکن  میادین بزرگی را تجربه کرده است اما زمانی که من بازیکن بودم تنها مسابقات کشوری برگزار می‌شد و تیم ملی وجود نداشت.

تسنیم: و به عنوان سوال پایانی … به نظر می‌رسد خود شما نیز از لحاظ شرایط روحی و روانی تحت فشار زیادی هستید؟

 آدمی هستم که باید یک دوره‌ای را پشت سر بگذارم تا شرایط بهتری داشته باشم. نمی‌توانم کتمان کنم که آسیب دیدگی کیمیا علیزاده من را به هم ریخت و تلاش کردم جلوی بازیکنان این موضوع را نشان ندهم. خدا را شکر این مرحله را در حال حاضر گذراندم و با کیمیا نیز لحظه به لحظه در ارتباط هستم. خیالم راحت است که در حق او کوتاهی نکردم و می دانم او نیز ما را حمایت می‌کند و انرژی می دهد. با تمام وجود نیز در اندونزی حضور خواهم داشت تا بهترین نتایج را کسب کنیم.

انتهای پیام/



لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک